DG20.IRبهترینها؛برق،مکانیک،ساختمان،تکنولوژی،مدیریت،زبان

مدیریت زمان

مدیریت زمان

-فهرستی از مهمترین کارهای خود تهیه کنید

- سررسیدی زیبا انتخاب‌کنیدتا ازنوشتن درآن احساس لذت کنید.

- هر روز کاری را با کارهای مهم شروع کنید.

- همیشه ازخودبپرسیم هم اکنون بهترین کاربرد وقت من چیست؟

- هر ورق کاغذ را فقط یک بار از زیر دستتان بگذرانید.

- کارهای قابل واگذاری را مشخص وبه دیگران تفویض کنید.

- کاری که قرار گذاشته‌اید هم اکنون شروع کنید.

- کارهای زیاد را همزمان با هم شروع نکنید.

- یک روز را سیصد و شصت و پنج بار تکرار نکنید.

- برای ارزیابی کارآیی خود فهرست زمانبندی شده رامرورکنید.

- هرروزفرصتی رادرآرامش، برای فکرکردن اختصاص دهید.

مصاحبه با 2 برادر دوقلو که دیجی کالا را راه‌اندازی کردند

مدیریت شرکت فروش آنلاین دیجی‌کالا به بررسی شکل‌گیری کسب و کار اینترنتی این دو برادر دوقلوی موفق و چگونگی تبدیل شدن دیجی‌کالا به شرکتی بزرگ با حدود ۴۵۰ کارمند پرداخته است که در ادامه می‌خوانید.

دیجی کالا نام یکی از وب‌گاه‌های فعال در زمینه تجارت الکترونیک در ایران است. این وب‌گاه در زمینه فروش آنلاین محصولات دیجیتالی فعالیت می‌کند و به طور میانگین روزانه بیش از ۴۰۰ هزار بازدید کننده دارد. دفتر مرکزی این شرکت که برای امور مالی و بازرگانی استفاده می‌شود روبروی فرهنگسرای ارسباران است و دفتر دوم که مرکز پردازش‌ها نام دارد خارج از تهران در جاده فتح و دفتر سوم مرکز تکنولوژی و بازاریابی نام دارد و در پارک علم و فناوری شهر پردیس واقع شده است. 

مصاحبه با 2 برادر میلیاردری که دیجی کالا را راه‌اندازی کردند

 

ادامه مطلب

21 پند مدیریتی ماتسوشیتا

مقدمه

کونوسوکه ماتسوشیتا Konosuke Matsushita، متولد نوامبر 1894 در جنوب اوزاکا، کار حرفه ای خود را به عنوان کار آموز در فروشگاه هیباچی Hibachi شروع کرد . او در 15 ژوئن 1917 شرکت خود را با نام Matsushita Electric Devices Manufacturing)کارخانه تولید ابزار برقی ماتسوشیتا)، برای تولید لوازم برقی جانبی تاسیس کرد. طی اولین سال ها ، این شرکت به عرضه لامپ دو چرخه ، اتوی برقی و سپس به تولید رادیو و باتری پرداخت. در سال 1929 کونوسوکه، نام شرکت را به Matsushita Electric Manufacturing Work)  کارخانه تولیدات برقی ماتسوشیتا)، تغییر داد.

عناصر چهارگانه خلاقیت، خطرپذیری، سخت کوشی، فروتنی و شیوه‌های جدید مدیریتی ماتسوشیتا باعث شد که در طی 72 سال از تأسیس کارخانه ماتسوشیتا، محصولات این کارخانه (پاناسونیک) برای تمام مردم دنیا شناخته شده باشد و کمتر سازمانی در طول عمر خود به موفقیت‌هایی که کارخانه ماتسوشیتا دست یافت، دست یافته باشد.

در 27 آوریل 1989، کونوسوکه ماتسوشیتا، بنیانگذار ماتسوشیتا الکتریک، پس از ایفای نقشی شگرف در دگرگونی های جهان و ارائه اندیشه های نوین مدیریتی، در سن 94 سالگی، دیده از جهان فرو بست . 
امروزه، گروه شرکت های ماتسوشیتا، از بزرگترین تولید کنندگان محصولات الکترونیک در جهان است که تولیدات آن، طیف وسیعی از قطعات الکترونیکی تا محصولات الکترونیکی خانگی، تجهیزات اتوماسیون کارخانه ها و سیستم های کامپیوتری و مخابراتی، را دربرمی گیرد.

پندهای ماتسوشیتا

1– من فنون ویژه ای را آگاهانه به عنوان راز موفقیت به کار نمی بندم.

اگر در این راه رازی وجود داشته باشد، عبارت است از شوق طبیعی من به اعتماد کردن به همکارانم و یاری خواستن از آنها، من آنگونه آدمی هستم که با همکارانش رایزنی و مشورت می کند و از خرد و رای آنان یاری می گیرد.

2– شرط اول و نخست موفقیت شناخت توانایی های ذاتی خویش است.

عدم شناخت توانایی ها، مانع از بهره گیری از آنها می گردد. گاه یک صدای درونی به شما می گوید چه جهتی را باید برگزینید. شناسایی توانمندی ها، مستلزم شناخت استعدادها است.

3– یکی از مهمترین عوامل مدیریت، داشتن دید و فلسفه مدیریت است.

بدون داشتن فلسفه مدیریتی، ساختار کلی شرکت خلق نمی شود و سایر عوامل نمی توانند به پتانسیل کامل خود برسند. مدیریت باید بتواند به سئوالات مطروحه درباره زندگی اجتماعی و جهان هستی پاسخ دهد و بداند که: حقیقت چیست و راه صحیح کدام است؟ فلسفه مدیریت باید مبتنی بر قوانین اساسی طبیعت باشد. تعیین فلسفه مدیریت براساس وظیفه شرکت در قبال جامعه، اولین اقدام ضروری درجهت ایجاد فضای کار مناسب است.

4– فلسفه مدیریت من براساس فهم من از انسان است.

من معتقدم، انسان در راس موجودات هستی قرار دارد و این استعداد را دارد که سرآمد همه چیز در هستی باشد. من بر این باورم که عامل انسانی مهمترین و ضروری ترین عامل در اداره هر شرکتی است. مدیر باید فیلسوفی باشد که به ذات و وجود بشر اهمیت قائل شود. یک مدیر لایق هرگز نباید فراموش کند که با انسان ها سروکار دارد. 60 سال پیش به کارمندانم می گفتم اگر یکی از مشتریان از شما پرسید، چه می سازید، باید در پاسخ بگویید، سرپیچ می سازیم اما انسان ها مهمترین تولید ما هستند.

5– روش زندگی و روش مدیریت من، ساده است.

من به صورت ساده و مطابق با قوانین طبیعی کارهایم را انجام می دهم. این شیوه یعنی تبعیت از عقل و وجدان پاک. اطمینان دارم چنانچه بر عقل سلیم متکی باشید، همواره پیروز هستید.

6– فلسفه مدیریت باید ثابت بماند اما روش ها و طرح ها باید تقریباً به طور روزمره نوسازی شوند.

پیشرفت براساس قانون طبیعی، بنیان اجتماعی بشری است. به همین دلیل است که مدیریت شرکت باید دایماً به فکر توسعه و سرمایه گذاری جدید و حرکت تدریجی از فاز قدیم به جدید باشد. مدیران و کارکنان در هر کسب و کاری باید مهارت های خود را بهبود بخشند. فرآیند بهبود کارها، یک فرآیند ابدی است.

7– به باور من، محل کار یک مرکز آموزشی برای رشد اخلاق فردی و ارتقای سطح مهارت های فنی و تخصصی است.

شرکت یک محل ساده برای به دست آوردن درآمد یا پرش به یک موقعیت بالاتر نیست. فضا و محیط شرکت باید به گونه ای باشد که کارکنان تمام استعدادهای خود را بروز دهند. من از شما می خواهم با این ذهنیت کارتان را انجام دهید.

8– هدف نهایی هر شرکت باید داشتن تاثیر مثبت در اجتماع باشد.

اگر مدیریت غافل از این باشد که ضرورت وجود شرکت بهبود اجتماع بشری است هرگز به معنای حقیقی، موفق و قوی نخواهد شد. در همین راستا لازم است شرکت ها کارکنان خود را به عنوان انسان هایی اجتماعی پرورش دهند. تجربه مرا متقاعد ساخته که شرکت نمی تواند موفق عمل کند مگر اینکه تمام کارکنانش به عنوان انسان، موفق باشند.

9– مدیریت باز به معنای اعتماد کردن به کارکنان، ارتباطات روان درون شرکتی، بالا بردن روحیه کارکنان و افزودن بر یکپارچگی سازمان

من اختیارات فراوان به کارکنانم واگذار می کردم و به شایستگی و کاردانی آنان اطمینان داشتم. من همه را از جریان امور و کارها از جمله سود و زیان ماهانه آگاه می ساختم. همین سیاست ها به مقدار زیادی به رشد و کمال شرکت یاری بخشید.

10– من مدیریت را به منزله نوعی هنر می دانم.

هریک از فرآیندهای مدیریت یک کار هنری و خود مدیریت هنر تکاملی است. مدیریت هرگز به منزلت یک هنر اجتماعی ارزشمند دست نمی یابد مگر چیزی ارزشمند برای گفتن داشته باشد و آن وقتی است که یک فلسفه مدیریت پشتوانه آن باشد که هم یک دید فکری بدهد و هم عناصر مختلف شرکت را هماهنگ سازد.

11– در میان همه عناصر مدیریت، عامل اصلی و مرکزی کارکنان هستند.

من به کارکنانم برای آنچه می دانند، اعتماد دارم. اعتماد موجب می شود، آنان بیشترین نیروی خود را جهت کامیابی به کار گیرند. من باور دارم که دانایی تک تک کارکنان در تصمیمات مدیریتی منعکس می شود. نگرش و طرز تلقی من از تو بهتر هستم هرگاه از سوی شخص برجسته و بالای سازمان آشکار شود، می تواند همه کسب و کار او را در معرض خطر قرار دهد. واگذاری مسئولیت و اختیار و تشویق به قبول آن، روش مهمی برای توسعه کارکنان است، سرمایه گذاری روی افراد با دادن استقلال عمل میسر می گردد.

12– من به این باور رسیده ام که کارکنان از تشخیص شایستگی های خود خشنود می شوند.

هیچ کس کامل نیست. هرکس نقاط قوت و ضعفی دارد اما برای انجام کاری مناسب است. به نظر من شکست بسیاری از روِسای با استعداد ناشی از این بوده است که آنان، زیردستان خود را به عنوان بدهی و نه سرمایه تلقی می کردند. شاید این قبیل روِسا صرفاً به حدی باهوش هستند که فقط خطاها را تشخیص می دهند. به نظر من یک مدیر باید حداقل 70 درصد توجه خود را معطوف خصوصیات مثبت کارکنان خود نماید.

13– از نظر من کسی که دارای ظرفیت فراوانی جهت رشد است، یک کارمند آرمانی است.

کسی که نه تنها در درون یک پیشه و تخصص رشد می کند بلکه با آن در راه رشد و تعالی گام برمی دارد، مطلوب من است. لیاقت و وفاداری لازم است لیکن استعداد فرد مهمتر است. درضمن هرکس باید طوری فعالیت نماید که گویی مدیر کسب و کار خویش است. مدیر خود بودن چیزی است که همواره آن را توصیه کرده ام.

14– مهم نیست چند ساعت در محل کار خود حاضر هستید بلکه میزان کارآیی شما اهمیت دارد.

باید بین سختکوشی و کار در ساعت های طولانی تفاوت قائل شد. یک انسان کارآلوده که هیچ دلبستگی به هنر یا دیگر دلخوشی های زندگی ندارد، ناگزیر انسانی خمود و بی نشاط خواهد بود. من معتقدم کارگران (کارکنان) باید 2 روز در هفته تعطیل باشند تا بتوانند از زندگی خصوصی خود لذت ببرند. البته کار باید بر تفریح مقدم باشد نه برعکس.

15– باید بدانیم که خود مسئول اشتباهات و شکست هایمان هستیم.

ازاین رو باید دقت نماییم تا از تکرار آنها پرهیز شود. اینکه اشتباهی صورت نگیرد، ایده آل است. آنچه مهم است خود اشتباه نیست بلکه رفتاری است که ما از خود نشان می دهیم. شکست نیز یک ذخیره ارزشمند از آزموده ها را فراهم می آورد. باید هر شکستی به عنوان درسی برای آینده به کار آید.

16– ما تنها برای لقمه ای نان زندگی نمی کنیم.

به دست آوردن آسایش های مادی به هیچ وجه شادی و خشنودی را تضمین نمی کند. ثروت، شخصیت و موقعیت اجتماعی ملاک موفقیت نیست. جوهره انسانیت همچون الماس صیقل نیافته است. اگر انسان ها عظمت درونی خویش را باور نمایند و سخت کار کنند و اجازه دهند گوهر وجودشان بدرخشد، دنیا بهتر از این خواهد شد.

17– مدیر تنها زمانی نیرومند خواهد بود که به دو ستون همزاد راستگویی و اعتماد تکیه داشته باشد.

در کار مدیریت، افسون ویژه ای وجود نداشته و تردستی های زیرکانه ای راه ندارد. خوشبختم که توانسته ام همواره راستگویی را در پیش گیرم.

18– بنیان فلسفه مدیریت، روح فروتنی است.

SUNAO یک لغت ژاپنی است که معمولاً به فروتنی و نرمی در یک فرد و قلب پاک و بی آلایش و خالص و بدون ریا اطلاق می گردد. اگرچه انسان ها به ساحت خدا راه نمی یابند اما روح فروتنی، انسان را خدایی می کند. یک مدیر که با روح فروتنی عمل می نماید، قادر است بایدها و نبایدها را به درستی درک نماید. اغلب کسانی که در کسب و کار شکست خورده اند، از فروتنی بی بهره بوده اند. برخورداری از روح فروتنی و فکر باز و آزاد، مستلزم تلاش آگاهانه و انضباط مداوم فردی است. درمقابل، غرور انسان را نسبت به اشتباهاتش غافل نموده و این غفلت یک خطر دایمی است. وقتی اوضاع شرکت به خوبی پیش می رود و یک مدیر به تخصص مدیریتی خودش تبریک می گوید، مستعد غرور و بی قیدی شده و خود را در معرض شکست در آینده قرار داده است.

19– از نظر من مذهب و فعالیت های اقتصادی، دو چرخ ماشین تمدن بشری هستند.

یک مذهب اصیل مروج عشق، انسانیت، حق شناسی و دیگر خصایص مثبت انسانی است. مذهب در طبیعت انسان ریشه دارد.

20– برای یک زندگی هدفمند انسان نیازمند داشتن کارهای در دست انجام و برنامه های ناتمام است.

کار ناتمام من اکنون بیش از اداره یک شرکت است. من به دنبال دستیابی به صلح، خوشبختی و سعادت نه فقط برای ژاپن بلکه دستیابی به رفاه در سطح جهان هستم.

21– تا زمانی که از رهبرانی توانمند برخورداریم، آینده ای درخشان در پیش خواهیم داشت.

ما نیازمند پرورش مردمان شایسته و کاردان برای شکل دادن به آینده هستیم. من بر این باورم که زمان آن فرارسیده تا در سیستم مدیریت بازنگری شده تا زمینه استفاده از استعدادها و خلاقیت های نیروهای جوان فراهم شود. از این رو دانشکده حکومت و مدیریت ماتسوشیتا را جهت تربیت مدیران و رهبران کارآمد، تاسیس کردم.

مدیریت تولید

وظایف مدیر تولید،اداره سیستم تولید محصولات یک شرکت است.کارکردی که عهده دار تبدیل ورودی ها به خروجی ها یعنی خدمات و کالاهاست.در حقیقت در نظام تولید،ورودیها شامل مواد اولیه،نیروی انسانی،ماشین آلات،ساختمان،فناوری،پول و خروجیها شامل:کالا و خدمات(محصولات) می باشند.

نمونه فعالیت های شما به عنوان یک مدیر تولید شامل تصمیم گیری در موارد زیر است:

فرآیند طراحی یک محصول

برنامه ریزی در مورد کمبود مواد اولیه و اختصاص آن به خط تولید،ظرفیت تولید و نیروی انسانی

احداث و راه اندازی خطوط تولید محصولات

برنامه ریزی در مورد موجودی محصولات

برنامه ریزی در مورد نوع محصولات

طرح ریزی در مورد افزایش ظرفیت تولید

برنامه ریزی برای جزئیات برنامه خرید مواد اولیه برای دوره بعدی تولید

برنامه ریزی در مورد معیارهای قابل قبول کنترل کیفی محصول

برنامه ریزی در مورد نگهداری و تعمیرات قطعات مهم ماشین آلات تولیدی

وظایف مدیریت تولید:

 

ادامه مطلب

تعیین نام شرکت ، نامگذاری شرکت ها و موسسات ، روش تعیین نام شرکتها ، انتخاب اسم شرکت ، راهنمای اسم شرکت

زمانی که قصد نام‌گذاری شرکت خود را دارید، باید بدانید این نام باید بیان‌کننده چه چیزی باشد. جواب به این سوال طولانی است.
نام تجاری می‌تواند بیش از حد طولانی یا محدود و کوچک باشد، همچنین می‌تواند به نامی ماندگار تبدیل شود  یا به راحتی فراموش شود.
در این مقاله 10 سوالی که پیش از انتخاب نام تجاری ( نام شرکت ) باید پاسخ داده شود، ارائه شده است؛ لازم است به یاد داشته باشید که در نهایت نام تجاری جایگاه شما را در بازار تعیین خواهد کرد.


1) از نام تجاری برای موفقیت شرکت خود چه انتظاری دارم؟
استیو مانینگ موسس آژانس ایگورIgor واقع در کالیفرنیا که مشاور انتخاب نام تجاری نیز هست، می‌گوید: «نام تجاری می‌تواند شما را نسبت به رقبا متمایز کرده و تصویر شرکت شما را تقویت سازد.»
او در عین حال پیشنهاد می‌کند که قبل از اینکه نام تجاری خود را انتخاب کنید، جایگاه برند تجاری خود را  به درستی مشخص کنید. همان‌طور که اپل با انتخاب این نام توانست نسبت به رقبایش؛ یعنی ان.‌ای.‌سی(NEC) و ای.‌بی.‌ام تصویر متمایزی از خود ارائه کند. از نظر مانینگ «مدیران اپل به دنبال نامی تجاری بودند تا بتواند استراتژی جایگاه‌سازی برند شرکت را که شامل سادگی، صمیمیت، عامه‌پسند، دوستانه و متفاوت بودن است، به وضوح نشان دهد.

2) آیا نام تجاری محدود کننده فعالیت است؟
مارتین زولینگ موسس، مدیر ارشد اجرایی و مشاور در شرکت «استارت آپ پروفشونالز» توصیه می‌کند که «شما باید از انتخاب نام‌هایی که شما را از توسعه محصولات جدید یا حضور در بازارهای جدید منع می‌کند، خودداری کنید.»
او شرکت آنجل سافت (Angelsoft.com) را مثال می‌زند که در سال 2004 تاسیس شد و تنها  در زمینه برقراری ارتباط تجاری بین شرکت‌های تازه تاسیس و سرمایه‌گذارانی که صرفا در چنین شرکت‌هایی سرمایه‌گذاری می‌کنند، فعالیت می‌کند. این سرمایه‌گذاران که به «Angel Investors» مشهور هستند، سرمایه‌های شخصی خود را به بنگاه‌های تازه تاسیس اختصاص می‌دهند. اما این شرکت دو سال پیش متوجه شد باید به سرمایه‌گذاری مخاطره‌آمیز (Venture Capital) نیز روی آورد و  با سرمایه‌گذاران مختلف به مشارکت بپردازد، بنابراین این شرکت مجبور شد تا نام تجاری خود را به گوست (Gust.com) تغییر دهد که دیگر خاص نیست و به معنی «وزش نسیم ملایم» است. 
3) آیا نام تجاری نوع فعالیت شرکت را نشان می‌دهد؟
اغلب شرکت‌ها نام تجاری متناسب با نوع محصولات یا خدماتشان را انتخاب می‌کنند، البته این به آن معنی نیست که  برای انتخاب نام تجاری بر اساس محصول یا خدمات، سادگی و قابل فهم بودن نام انتخاب شده را ازبین ببریم. به عنوان مثال نام شرکت (Lawn And Order) که به معنای «چمن زار و سفارش»‌است انتخاب مناسب و ساده‌ای برای نام این شرکت است که در زمینه فضای سبز فعالیت می‌کند؛ چرا که مشتریان را از نوع خدمت ارائه شده توسط این شرکت آگاه می‌سازد.
زلینگ همچنین توصیه می‌کند که گرچه نام غیرمعمول بعضی شرکت‌ها نظیر یاهو و فاگداگ کارآیی دارد، اما قطعا نام‌های متناسب شانس بیشتری برای موفقیت دارند.

4)آیا این نام درذهن ماندگاری دارد؟
زلینگ می‌گوید، هرچه نام تجاری کوتاه‌تر باشد، بهتر است. او همچنین توصیه می‌کند که بهتر است مالکان شرکت به دنبال اسامی دو سیلابی باشند و از استفاده علائم مبهمی همچون ویرگول خودداری کنند. همچنین باید از اسامی مخفف که مفهومی برای مشتری ندارند اجتناب شده و بهتر است نام تجاری از نظر الفبایی بیشتر به حروف اول الفبا (A) نزدیک باشند تا حروف آخر(Z) چرا که دایره المعارف‌ها و الگوریتم‌ها بر اساس حروف الفبا طبقه‌بندی می‌شوند. به نظر او «وقتی که یک شرکت یا محصول دارای هویتی قابل فهم و ساده باشد، هزینه برند کاهش می‌یابد.

5) آیا ادای کلمات این نام آسان است؟
بعضی از شرکت‌ها عمدا یک نام تجاری را که مشتریان به سختی آن را تلفظ می‌کنند انتخاب می‌کنند، این استراتژی پرخطر تلاش می‌کند تا شرکت را بهتر از رقبایش نشان دهد. اما مشاوران انتخاب نام تجاری نظری بر خلاف این دارند. الکساندرا واتکینز موسس و مدیرعامل شرکت «ایت مای وردز»(Eat My Words) که به مشتریان مشاوره لازم جهت انتخاب نام تجاری را می‌دهد، می‌گوید: «اگر نام تجاری که انتخاب کردید شبیه یک غلط املایی است آن را از فهرست انتخاب نام‌هایتان حذف کنید.» او بر این باور است که یک نام تجاری همان‌طور که نوشته می‌شود باید تلفظ شود. در غیراین صورت همیشه مجبور خواهید بود تا به هنگام دادن آدرس وب سایت یا پست الکترونیکی آن را با صدای بلند هجی کنید، زمانی را به خاطر آورید که مجبورید برای معرفی خود، نام و نام خانوادگی‌تان را هجی کنید، پس چرا به دنبال نامی تجاری که همین مشکل را دارد، باشیم.

6)عکس‌العمل مشتریان بالقوه زمانی که اولین بار با این نام آشنا می‌شوند، چگونه خواهد بود؟
بعضی از متخصصان در زمینه انتخاب نام تجاری بر این باورند، اینکه یک نام تجاری به راحتی تلفظ شود، یک استثنا به حساب می‌آید به خصوص وقتی که برای اولین بار درتبلیغات کاغذی یا آنلاین به نمایش درآید.
کریس یوهانسون مشاور انتخاب نام تجاری و موسس وبلاگ «نیم انسپکتور»(The Name Inspector) که نام تجاری «زولی لی»(Zullily) را برای شرکتی با همین نام که در زمینه ارائه خدمات به مادران، نوزادان و خردسالان فعال است انتخاب کرد، می‌گوید: «اگر شما برای اولین بار چنین نامی را می‌شنوید ممکن است تلفظ آن را مشکل بدانید، اما کمپین‌های تبلیغاتی آنلاین که توسط شرکت راه‌اندازی شده بود، نشان داد که مخاطبان آن را به راحتی تلفظ می‌کنند.» او همچنین بر این باور است «انتخاب یک نام غیرمعمول و نحوه تلفظ جالب آن باعث شده است که این شرکت برندی متفاوت را خلق کند.

7) آیا این نام خوب به نظر می‌آید و به راحتی تلفظ می‌شود؟
مانینگ می‌گوید: «صدا و آوای حاصل از تلفظ نام تجاری، از آنجا که می‌تواند بیانگر احساس، انرژی و هیجان باشد از اهمیت بسزایی برخوردار است» شما همین‌طور باید از اینکه مشتریان بالقوه نام تجاری را به راحتی تلفظ می‌کنند اطمینان حاصل کنید. «اینکه مشتریان همزمان نام تجاری را هجی کنند، تلفظ کرده و به خاطر بسپارند بسیار مشکل است.» او به نام‌های قدرتمندی همچون اپل، استین گری و اوراکل و ورجین اشاره می‌کند و در مقابل نام‌هایی ضعیف همچون کوردیانت (Chordiant) لی‌ونت(Livent) و ناوینت (Navient) را مورد اشاره قرار می‌دهد و معتقد است تلفظ و به خاطرسپاری چنین نام‌هایی بدون تبلیغات سنگین ممکن نیست، همین‌طور او چنین نام‌هایی را از نظر ریتم و تصویر سرد و بی‌روح می‌داند.

8) آیا این نام فقط برای شما معنی و مفهوم دارد؟
نام تجاری که معنای پنهان یا شخصی داشته باشد نمی‌تواند تداعی کننده چیزی در مورد برند شرکت شما باشد. توجه کنید شما نیز برای ارائه توضیح اضافه در مورد آن، زمانی که مشتریان برای اولین بار با آن روبه‌رو می‌شوند، آنجا نخواهید بود. بنابراین واتکینز پیشنهاد می‌کند که که «از نام‌های سواحیلی یا نام‌هایی که برعکس تلفظ می‌شوند، دوری کنید.

9) آیا این نام از نظر ظاهری جالب به نظر می‌آید؟
مانینگ می‌گوید: «باید بدانید، نام تجاری که انتخاب کردید چگونه در علامت و آرم شرکت  یا بیلبوردهای تبلیغاتی نمایان می‌شود. او به نام شرکت «گوگو»(GOGO) که خدمات اینترنت در هواپیما ارائه می‌دهد اشاره می‌کند. او می‌گوید: «این نام از یک تعادل و توازن بین تمامی کلمات برخوردار است و دوستانه به نظر می‌رسد.
« درمقابل بعضی نام‌ها همچون KS و TS و RS  را که ظاهری سخت و نامتعارف دارند، مورد اشاره قرار می‌دهد.» همچنین  نام‌هایی همچون  ولو «Volvo» و زیراکس «Xerox » که از تقارن کلمه اول و آخر بهره می‌برند جذاب به نظر می‌آیند.

10) آیا در مورد سابقه این نام تحقیقات کافی به عمل آمده است؟
حتی بهترین نام‌ها وقتی که توسط شخص دیگری مورد استفاده قرار گرفته باشد، بی‌ارزش خواهد بود. استفاده از پایگاه‌های اطلاعاتی و منابع رسمی  به منظور حصول اطمینان از چنین موضوعی ضروری است. گام نهایی استفاده از یک وکیل مجرب برای ثبت علامت تجاری است؛ چرا که بر اساس نظر واتکینز یک سوم کسب و کار بابت سرقت نام تجاری در مظان اتهام هستند.

1 2 3 4 5 ... 12 >>